
من ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهمکه از من عاشقتر باشدو از من برای تو مهربانترمن ترا به کسی هدیه می دهمکه صدای ترا از هزار فرسخ راه دوردر خشم ... در مهربانی ... در دلتنگیدر هزار همهمه دنیا ...یکه و...
ادامه مطلب
از جایی, دیگر, خط و نشان نمیکشی ... نفرین نمیکنی ... آه نمیکشی ... پشت پنجره گذر فصلها ی بدون او را نمی شماری ... از جایی, دیگر, فقط به پنجره هایی فکر میکنی که بعد از رفتنش, به سوی تو گشوده شد ... یک پ...
ادامه مطلب
برای خوشبخت بودن گاهی باید دلخوشی ها کوچک را جدی گرفت و بخاطر سپرد ورق زدن لحظات خوش زندگی حتی اگر زمان زیادی از آن گذشته باشد آرام بخش ترین نسیم خنک صبحگاهی در سربالایی سخت زندگی است ( نسرین بهجتی ) ...
ادامه مطلب
دیروز دخترم به من می گفت مادر برای این است که در را به روی دخترکش باز کند امروز مغز بادامم به من گفت مادر بزرگ برای این است که در را به روی نوه اش باز کند و من در تمام این لحظات احساس خوشبختی کردم چون خداوند به من سعادت مادر شدن و مادربزرگ بودن را بخشیده بود یک زن می تواند هم مادر باشد و هم یک مادر بزرگ خوب میتواند باصدای باران بوی باران ستار را گوش کند و زندگی را نبض بزند میتواند در کنار اجاق به حرفهای پاپلو نرودا فکر کند میتواند حس نزار قبانی را به بلقیس مجسم کند میتواند کنار ظرفشویی فکر کند خوش بحال آیدا که اینهمه شاملو برایش عاشقانه گفت می تواند هنگام والس با جارو کف آشپزخانه فریاد بزند عزیزم حق با توست من شاعر نیستم من فقط گاهی دیوانه می شوم و با صدای بلند فکر می کنم می تواند وقتی که ...
ادامه مطلب
از آدمی که برای داشتنت نمی جنگد از آدمی که راحت از تو می گذرد راحت آرزوی خوشبختی تو را با شخص دیگر می کند بترس و بلرزو بگریز چرا که او از ابتدا برای نماندن در زندگی تو آمده است و روزی جایی ترا را با یک کلمه بر زمین می اندازند همانجایی که بجای تو ... شما خطابت می کند همانجایی که با تمام وجودت به او می گویی دوستت دارم و او به تو پاسخ می دهد مرسی ! نسرین بهجتی ...
ادامه مطلب
برای آرزوهایت بجنگتسلیم شدن قبل از نجنگیدنیعنی مرگ خاموشجایی شاید کنار ظرفشویییا کنار یک پنجره خیره به جاده نسرین بهجتی ...
ادامه مطلب