خرید بک لینک

از زمانی که خطاهای نامهرابانان رو بخشیدم و حتی دلنگرانشان شدم به آرامشی آبی رسیدم.

ناخداگاه تمام دیروز و خاطرات به جا مانده ام را در خانه پدری و خانه مادربزرگ آبی دیدم...

چقدر خانه مادربزرگ آبی بود.در و دیوار و قالی اش چقدر آتی بود...

چقدر کرسی او در ته آن کوچه بن بست آبی بود ...

چقدر لحاف های سنجاق زده تمیزش یکدست در انتظار ما ب آبی بود...

چقدر سفره مادرم و خنده رضایت آمیز و نگاههای عاشقانه زیر چشمی؛یواشکی پدرم در آن دوره همی های ظهرهای گرم بلوچستان آبی بود.. چقدر پنکه کنار سفره با طراوت و آبی می رقصید ... قلک پنهانی کودکی من برای هدیه روز مادر سکه های کوچکش آه چقدر جانانه ابی بود ... سالها طول کشید تا فهمیدم برای رسیدن به آرامش واقعی فقط باید نامهربانان را بخشید و از کنارشان به نرمی و آهسنگی رد شد

ببخشید و بگذرید تا بهاری آبی در سال موش حتما آبی پیش رو داشته باشید تا قلبتان بی کینه و زلال چون دریا و آسمان بطپد

نسرین بهجتی 22 بهمن 98

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:06

صفحه بندی