همه ما یک عذر خواهی به احساسمان بدهکاریم دلنوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 14:43
همه ما یک عذر خواهی به احساسمان بدهکاریمزمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه که اشتباهی وارد زندگیمان شده بودند با لجبازی پای بر زمین کوبیدیمآن زمان که خیانت دیدیم و باور نکردیم خیانت بار دوم آسانتر و بار سوم عادتشان می شودجایی که باید در را به صورت دیوار می کوبیدیم و می رفتیم ترسیده از وحشت گنحشکه...
همه ی ما یک عذرخواهی به احساس خود بدهکاریم... دلنوشته ای از نسرین بهجتی ... تقدیم به زنان سرزمینم - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 22:21
*همه ما یک عذرخواهی به احساس خودمان بدهکاریم* زمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه که اشتباهی وارد زندگیمان کرده ایم رپافشاری کردیم آن زمان که خیانت دیدیم و باور نکردیم خیانت بار دوم آسانتر و بار سوم عادتشان می شود چایی که باید می رفتیم ولی احمقانه ماندیم و چمدان پر از غصه مان را دو باره زیر تخت بن...
مگر تو از من جه دیدی سروده نسرین بهجتی و دفاعیه شهلا جاهد در آخرین روز دادگاه خطاب به ناصر محمد خانی - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:13
مگر تو از من چه دیدیجز خوبی های مکرر که شمشیر را از رو بستیو از من دلشکسته روی گرداندیمگو که وهم بود داستان عشق من پاییز که وهم نیستانتظار در زیر باران که وهم نیستخال پاییز و باران و گلمبی تو عقربه ساعت نمی پردکند می گذرد همه چیز و همه کسو من برای هیچ چیز دیگر عجله ندارم جز مُردنکه آنهم بدانم مردی ک...
مادر بزرگ آبی من نوشته نسرین بهجتی با الهام از انشا نوه ام باران قربانی 29 آذر 99 - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:13
آموزگارم گفت دخترم انشایت را خوب نوشتی اما اگر مادر بزرگت را با عینک ته استکانی و آش شلغم روی اجاق سه فتیله ای قدیمی و کرس شب یلدایش می نوشتی بهتر بود در حالیکه می خندیدم به آموزگارم پاسخ دادم مادر بزرگ من جوان و شاداب است و واقعا از فرشته ها ی خدا فقط دو بال کم داردوقتی هر صبح در غیاب مادر زحمتکش و...
وفا داری نوشته نسرین بهجتی - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 1:13
صداقت و وفاداری یک هدیه بسیار گران قیمت است آن را از آدمهای ارزان انتظار نداشته باش نسرین بهجتی
هدیه نوروزی در دوران قرنطینه خانگی خرید اینترنتی کتاب ششم نسرین بهجتی به نام مادرم شاهپری - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 22:54
برای تهیه کتاب می توانید مبلغ 25000 ریال به شماره کارت 6037701461222827 به نام میترا متاجی واریز و سپس فیش واریزی به همراه آدرس را به شماره 09119933761 ارسال نمایید ارسال با پیک صورت می گیرد و هزینه آن به عهده مشتری می باشد انتشارات ناسنگ
جعبه سیاه نوشته نسرین بهحتی بهمن 98 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:06
در قلب بیشتر ما رازهایی است که در جعبه سیاه قلبمان پنهان استو دلمان نمی خواهد حتی اگر از آسمان هفتم هم بر زمین سقوط کرذیمحعبه سیاه ما را کسی پیدا کند افشا شدن چهره کسانی را که روزگاری عشقمان بود
مرور زمان دلنوشته ای از نسرین بهجتی بهمن 98 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:06
مرور زمان جای زخم دل را خوب نمی کند بلکه کرخت می کند طوری که نه نمک بر آن اثر دارد نه نوازش تنها حاصل مرور زمان فقط این است که غاقلت می کند...حواست را شش دانگ جمع می کندکه از یک نقطه دو بار گزیده نشوی و تنهایی با شرف از این نقطه شروع می شود !نسرین بهجتی
روز مادر و قلک آبی من نوشته نسرین بهجتی 22 بهمن 98 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:06
از زمانی که خطاهای نامهرابانان رو بخشیدم و حتی دلنگرانشان شدم به آرامشی آبی رسیدم.ناخداگاه تمام دیروز و خاطرات به جا مانده ام را در خانه پدری و خانه مادربزرگ آبی دیدم...چقدر خانه مادربزرگ آبی بود.در
یک روز از زندگی من نوشته نسرین بهجتی 29 بهمن 98 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 14:06
خانه را گرد گیری میکنم و به آموزش زبان از طریق اینترنت گوش می کنم و با خودم بلند تکرار می کنم ای کاش ای انگیزه قوی زودتر به سراغم آمده بودی و با گوینده تکرار می کنم سلام حال من خوبه وقت ظرف شستن به
میدان مالیه زاهدان ... داستانکی از نسرین بهجتی آبان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:35
سر میدان, مالیه, زاهدان, با علاقه من و خواهر کوچکم پنهان چشم اهل خانواده دو سیخ جیگر سفید می خوردیم بعدها مزه اش را در هیچ رستورانی در دنیا تحربه نکردم به خواهرم می گفتم شاید دنیا دیگه ای نباشه اینقدر از
آینه ..... سروده نسرین بهجتی.... شعر منتخب شماره 137 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
در آینه به تو صبح بخیر می گویمو روز آغاز می شود !و در کوچه سلام عابرانی را پاسخ می دهمکه مرا به جای تو می گیرند! رد باد را می گیرم و می روم فقط به اعتبار قبله نمای قلبمو هزار بوسه بر گریبانی می زنمکه عطر گریخته ماندگار تو را داردانگار نه انگار که رفته ای
تموم دنیا مال تو ... ترانه سرا نسرین بهجتی ... خواننده بانوی آواز ایران سیمین غانم شعر برگزیده شمار - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
تموم دنیا مال تو . . ترانه سرا نسرین بهجتی . . آهنگساز و خواننده سیمین غانمتموم دنیا مال توگوشه ای از اون قلب مهربونت برای منتموم روزها مال تودمدمه های غروب یاد منشالیزارا . . سبزه زارا . . همه گلزارا
آفتابگردان ترانه سرا نسرین بهجتی خواننده سیمین غانم شعر منتخب شماره 139 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودمکه نیازم به آفتاب نگاهت بودبه هر سو که می چرخیدیمی چرخیدم و می چرخیدمو من عاشق ترینبی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودماز خود می مُردمو در قلب تو که به فراخنای هستی استذره ذره جای می گرفتمو جای می گرفتمو من عاشق ترین . . بی برواترین . .تنهاترین آفت...
شب خوش زمستان شعری عاشقانه از دفتر سوم ترا رج به رج بافتم منتخبی از نسرین بهجتی شماره 140 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
خودم را تکه تکه کردمیک تکه درون واگنی به شرق می رفتکه شاید ترا فراموش کندیک تکه با تو میان یک شب خوش زمستانمی خندید و می رقصید و ترا می نوشید و زنده می شدیک تکه درون اتوبوسی که به غرب می رفتشاید ترا
عصیان سروده نسرین بهجتی..گزیده اشعار شماره 141 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
دمم را کسی می کشدیالم را کسی می کندبه پایم نعل نامیزان می بندندبرگرده ام هزار بار سنگین می گذارندو به روی تیغستان تشنه لب مرا می دوانندو می گویند تکرار کناسب حیوان نجیبی استنه...نه ...نه ....من این بازی را قبول ندارم
راز آفتابگردان ...عاشقانه ای از نسرین بهجتی ... شغر برگزیده برای کتاب زندگی را ورق بزن شماره 142 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
من ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهمکه از من عاشقتر باشدو از من برای تو مهربانترمن ترا به کسی هدیه می دهمکه صدای ترا از هزار فرسخ راه دوردر خشم ... در مهربانی ... در دلتنگیدر هزار همهمه دنیا ...یکه و
صله رحم سروده نسرین بهجتی از منتخب اشعار شماره 143 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
ما در کنار جاده بی برگشتیدل شکسته نشسته بودیمهوا سبز بود ... دری باز نشدزرد شد ... دری باز نشدسپید شد و ما سردمان شد !فریاد زدیم ای هم تباراندر را باز کنیددرها همه بسته !پشت درها همه نگاهها سرد و خست
ای شاهپرکها شعر منتخب نسرین بهجتی کتاب زندگی را ورق بزن شماره 144 - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
روز می نویسمشب موشی نوشته هایم را می جودای شاه پرک ها..... به دادم برسیدای بادهای مساعد ... به دادم برسیدنوشته هایم را تا شب نشدهبه سرزمینی ببریدآن هنگام که سپیدارهای بلند را قطع می کنندیک به یک مردمانش با صدای تبر می گریندسرزمینی که مردمانش معنای کلش را خوب می دانند .
زن پرنده نوشته نسرین بهجتی جدید 22 مرداد 98 ** - تاریخ: 1398/8/1 ساعت: 12:26
جایی خواندم پرنده ای که به روی شاخه درخت نشستههیچوقت نگران شکستن شاخه و سقوط نیستزیرا او به شاخه اعتماد نکرده بلکه به بال و پرش خودش اعتماد دارد آن روز فهمیدم زنی که قوی است ...زنی که اعتماد بنفس دار

برچسب‌های مرتبط

دلنوشته های جدید | دلنوشته های جدید 95 | دلنوشته های جدید عاشقانه | دلنوشته های جدید و زیبا | دلنوشته های جدید علی ضیا | دلنوشته های جدید غمگین | دلنوشته های جدیدشهرزاد | دلنوشته های جدید میلاد تهرانی | دلنوشته های جدید و قشنگ | دلنوشته های جدید 94