1 تو از من چه 1
جز خوبی های مکرر
که شمشیر را از رو بستی
و از من دلشکسته روی گرداندی
مگو که وهم بود داستان عشق من
پاییز که وهم نیست
انتظار در زیر باران که وهم نیست
خال پاییز و باران و گلم
بی تو عقربه ساعت نمی پرد
کند می گذرد همه چیز و همه کس
و من برای هیچ چیز دیگر عجله ندارم
جز مُردن
که آنهم بدانم
مردی که بی دلیل شمشیر را برایم از رو بست
آیا به سوگ من خواهد نشست ؟
1 1
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا