خرید بک لینک
همه ما یک عذر خواهی به احساسمان بدهکاریمزمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه که اشتباهی وارد زندگیمان شده بودند با لجبازی پای بر زمین کوبیدیمآن زمان که خیانت دیدیم و باور نکردیم خیانت بار دوم آسانتر و بار سوم عادتشان می شودجایی که باید در را به صورت دیوار می کوبیدیم و می رفتیم ترسیده از وحشت گنحشکها پج پچ دوست و فامیلچمدانمان را زیر تخت به اصطلاح آبرو داری کردیمهمه ما یک عذرخواهی به شخصیت و غرور و احساسمان بدهکاریمجایی که دوستان عاقل شماتت بار مرتب در گوشمان تذکر می دادندآن کس که بر چشم ترت خاک مصیبت می پاشد معنی دشمن بودن دارد دوست را دوست و دشمن را دشمن باید دانستشانه بالا انداختیم و به خوب بودنمان ادامه ددادیم بخیال اینکه با محبت دشمن را دوست می کنیمهمه ما یک عذر خواهی به قلب ساده لوح مهربانمان مدیونیمبرای خرج کردن بیجای محبتها و جوانیمان برای افراد قدر نشناس و نالایقبرای بت ساختن از آدمهای بی ظرفیت و بی ارزشکه باور نمی کردیم که با همان دستهایی که از شانه مان کندیم و به کتفشان چسپاندیم روزی دست بر گلویمان خواهند گذاشت !همه ما یک عذرخواهی به شعورمان ... احساسمان ...خود خودمان بدهکاریمشاید در میانسالی وقتیکه تازه ارزش زمانی را که باخته ایم ارزش وجودمان را فهمیده ایمولی هیچ چینی بند زنی قادر نیست تکه تکه های دل شکسته ما را بند بزند !نسرین بهجتیپی نوشت ... ذکر این دلنوشته با نام نویسنده یک امانتداری زیباست ممنون می شوم هنگام ساختن کلیپ و یا به اشتراک گذاشتن مطالب من نام نویسنده را حتما بنویسید دوستتان دارم و ممنونمب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 27 بهمن 1401 ساعت: 14:43

*همه ما یک عذرخواهی به احساس خودمان بدهکاریم* زمانی که برای نگه داشتن آدمهای اشتباه که اشتباهی وارد زندگیمان کرده ایم رپافشاری کردیم آن زمان که خیانت دیدیم و باور نکردیم خیانت بار دوم آسانتر و بار سوم عادتشان می شود چایی که باید می رفتیم ولی احمقانه ماندیم و چمدان پر از غصه مان را دو باره زیر تخت بنهان کردیم جایی که دوستان عاقل مرتب در گوشمان زمزمه می کردند آن کس که بر چشم ترت خاک مصیبت می پاشد معنی دشمن بودن دارد دوست را دوست و دشمن را دشمن باید دانست ما

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1401 ساعت: 22:21

مگر تو از من چه دیدیجز خوبی های مکرر که شمشیر را از رو بستیو از من دلشکسته روی گرداندیمگو که وهم بود داستان عشق من پاییز که وهم نیستانتظار در زیر باران که وهم نیستخال پاییز و باران و گلمبی تو عقربه ساعت نمی پردکند می گذرد همه چیز و همه کسو من برای هیچ چیز دیگر عجله ندارم جز مُردنکه آنهم بدانم مردی که بی دلیل شمشیر را برایم از رو بست آیا به سوگ من خواهد نشست ؟نسرین بهجتی  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:13

آموزگارم گفت دخترم انشایت را خوب نوشتی اما اگر مادر بزرگت را با عینک ته استکانی و آش شلغم روی اجاق سه فتیله ای قدیمی و کرس شب یلدایش می نوشتی بهتر بود در حالیکه می خندیدم به آموزگارم پاسخ دادم مادر بزرگ من جوان و شاداب است و واقعا از فرشته ها ی خدا فقط دو بال کم داردوقتی هر صبح در غیاب مادر زحمتکش و با لیاقتم  برای نگهداری من می آید انگار خورشید از شانه های او طلوع کرده  دقیقا خانه ما پُر از نور می شود مادر بزرگ من اهل نک و نال نیست او فقط حرفهای خوب می زند آسمان ابری را آبی می بیند آدمهای خاکستری را آبی می بیند مادر بزرگ آبی من گاهی هنگام آشپزی  زیر لب ترانه های آبی می خواند گاهی سری به طرفدارانش در وبلاگ و فیسبوک و اینستاگرام و کانال تلگرامش می زند و برایشان کامنت آبی می گذارد البته دروغ چرا هفته پیش که خاله جانم یکسره سرفه می کرد مادر بزرگ جوان و شاداب و آبی ام را با عینک ته استکانی دیدم وقتی با دو ماسک که روی هم به صورتش  زده بود و برای خاله جان و سگ کوچکش غذا پشت در اطاق می گذاشت و به من اعلام کرد نوه دلبندم آرامش روح و روانم ....مهمانی بی مهمانی چند روزی نه من به خانه شما می آیم و نه تو اجازه داری خانه ما بیایی وضعیت خانه ما قرمز است واقعا درست در همان لحظه مادر بزرگم  را  همانطور که می گویید دیدم پیر با عینک ته استکانی حتی با عصا ! مادر بزرگم پُر ابر و دیگر آبی نبوداما دو روز بعد که دو آقای شیک و مودب  بی سر و صدا و با آرامش به خانه مادربزرگ آمدند و یک شلنگ در بینی و حلق خاله جانم انداختند  و روز بعد پیام فرستادند که نتیجه کرونا خاله جان لوس و خوشگلم منفی است مادر بزرگم که با دستکش و ماسک پشت درادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:13

صداقت و وفاداری یک هدیه بسیار گران قیمت است آن را از آدمهای ارزان انتظار نداشته باش نسرین بهجتی

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:13

برای تهیه کتاب می توانید مبلغ 25000 ریال به شماره کارت 6037701461222827 به نام میترا متاجی واریز و سپس فیش واریزی به همراه آدرس را به شماره 09119933761 ارسال نمایید ارسال با پیک صورت می گیرد و هزینه آن به عهده مشتری می باشد

انتشارات ناسنگ

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:54

در قلب بیشتر ما رازهایی است که در جعبه سیاه قلبمان پنهان استو دلمان نمی خواهد حتی اگر از آسمان هفتم هم بر زمین سقوط کرذیمحعبه سیاه ما را کسی پیدا کند افشا شدن چهره کسانی را که روزگاری عشقمان بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:06

مرور زمان جای زخم دل را خوب نمی کند

بلکه کرخت می کند

طوری که نه نمک بر آن اثر دارد نه نوازش

تنها حاصل مرور زمان فقط این است که غاقلت می کند...

حواست را شش دانگ جمع می کند

که از یک نقطه دو بار گزیده نشوی

و تنهایی با شرف از این نقطه شروع می شود !

نسرین بهجتی

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:06

از زمانی که خطاهای نامهرابانان رو بخشیدم و حتی دلنگرانشان شدم به آرامشی آبی رسیدم.ناخداگاه تمام دیروز و خاطرات به جا مانده ام را در خانه پدری و خانه مادربزرگ آبی دیدم...چقدر خانه مادربزرگ آبی بود.در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:06

خانه را گرد گیری میکنم و به آموزش زبان از طریق اینترنت گوش می کنم و با خودم بلند تکرار می کنم ای کاش ای انگیزه قوی زودتر به سراغم آمده بودی و با گوینده تکرار می کنم سلام حال من خوبه وقت ظرف شستن به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 14:06

سر میدان, مالیه, زاهدان, با علاقه من و خواهر کوچکم پنهان چشم اهل خانواده دو سیخ جیگر سفید می خوردیم بعدها مزه اش را در هیچ رستورانی در دنیا تحربه نکردم به خواهرم می گفتم شاید دنیا دیگه ای نباشه اینقدر ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:35

در آینه به تو صبح بخیر می گویم

و روز آغاز می شود !

و در کوچه سلام عابرانی را پاسخ می دهم

که مرا به جای تو می گیرند!

رد باد را می گیرم و می روم فقط به اعتبار قبله نمای قلبم

و هزار بوسه بر گریبانی می زنم

که عطر گریخته ماندگار تو را دارد

انگار نه انگار که رفته ای

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

تموم دنیا مال تو . . ترانه سرا نسرین بهجتی . . آهنگساز و خواننده سیمین غانمتموم دنیا مال توگوشه ای از اون قلب مهربونت برای منتموم روزها مال تودمدمه های غروب یاد منشالیزارا . . سبزه زارا . . همه گلزاراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که نیازم به آفتاب نگاهت بود

به هر سو که می چرخیدی

می چرخیدم و می چرخیدم

و من عاشق ترین

بی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

از خود می مُردم

و در قلب تو که به فراخنای هستی است

ذره ذره جای می گرفتم

و جای می گرفتم

و من عاشق ترین . . بی برواترین . .

تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که یک نگاهت را به عالمی نفروختم

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

خودم را تکه تکه کردمیک تکه درون واگنی به شرق می رفتکه شاید ترا فراموش کندیک تکه با تو میان یک شب خوش زمستانمی خندید و می رقصید و ترا می نوشید و زنده می شدیک تکه درون اتوبوسی که به غرب می رفتشاید ترا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

صفحه بندی