
جایی خواندم پرنده ای که به روی شاخه درخت نشستههیچوقت نگران شکستن شاخه و سقوط نیستزیرا او به شاخه اعتماد نکرده بلکه به بال و پرش خودش اعتماد داردآن روز فهمیدم زنی که قوی است ...زنی که اعتماد بنفس دار...
ادامه مطلب
برای خوشبخت بودن گاهی باید دلخوشی ها کوچک را جدی گرفت و بخاطر سپرد ورق زدن لحظات خوش زندگی حتی اگر زمان زیادی از آن گذشته باشد آرام بخش ترین نسیم خنک صبحگاهی در سربالایی سخت زندگی است ( نسرین بهجتی ) ...
ادامه مطلب
وفاداری هدیه گرانبهایی است که آدمهای ارزان از آن چیزی نمی فهمند آنها وفاداری تو را پای نداشتن فرصت های دو باره تو می گذارند گاهی باید در آینه به خطوط صبوری زیر چشمانت با احترام نگاه کنی با ابهت و با غرور ته مانده جوانیت را تا کنی و در چمدان بگذاری در را ببندی وبگویی خداحافظ بروی که بروی ... نسرین بهجتی ...
ادامه مطلب
بعد از تو سبزه هنوزهم سبز بوددریا هنوز آبیقناری ها همچنان می خواندندپرستوها کوچ می کردندبعد از تو آب از آب تکان نخورد بعد از تو اماهر چه چای نوشیدم سرد بود ! نسرین بهجتی ...
ادامه مطلب
در من هزار زن استدر من هانی وفادار به شیمریددر من مارال و زینت داستان کلیدردر من آهوخانم داستان علی محمد افغانیدر من سودابه داستان بامدادخمار در من هزار زن استدر من گاهی رزا منتظمی مارمالاد عشق می سازددر من هنوز دخترک جوانی هست که رقص آتش را دوست دارددر من زنی هست به شکل مادر که در سر بالایی زندگیبه...
ادامه مطلب