خرید بک لینک

نصیحتهایش مثل هندوانه سر بسته به شرط چاقو بود


یک روز به او گفتم دلم شکسته مادر بزرگ


اخم دلپذیرهمیشگی اش را به من تحویل داد و گفت


دختر جان بازی اشکنگ دارد سر شکستنگ دارد


گفتم نه نه مادر بزرگ دلم شکسته از سرم نمی گویم ...


آرام نگاهم کرد و گفت بلند شو و دوباره زندگی را بازی کن


اجازه نده کسی که دلت را شکسته از روی شکسته های تو رد شود


گفتم اگر رد شد چه ؟


گفت آنجاست که تو مُرده ای و خودت خبر نداری


و من برای همچنین مُرده ای جتی اگر نوه ام باشد یک قطره اشک نخواهم ریخت

نسرین بهجتی

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 16:30

صفحه بندی