مادرم به من گفت
غصه نخور دخترم
من با همین پیراهن سپید
یک صبح دلتنگی دوباره باز خواهم گشت
و با خودم بوی نان خواهم آورد
مادرم گفت سماور نفتی مرا روشن کن
فتیله اش را آرام پایین بکش و آبی بالا ببرش
تا من برایت تعریف کنم
برای دوباره دیدن تو و خانه ای که دوست داشتم
چگونه عزرائیل را ساعتی دست به سر کردم !
نسرین بهجتی
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا