خرید بک لینک
 

تموم دنیا مالتو

گوشه ای از اون قلب مهربونت برای من

تموم روزها مال تو

دمدمه های غروب یاد من

شالیزارا . . سبزه زارا . . همه گلزارای عالم مال تو

سایه ی یه بید مجنون مال من

همه خنده ها که داشتم همه خنده ها که دارم

همه ارمغان تو . . یه تبسم عاشقانه واسه من

همه شب های مهتابی عالم مال تو

لحظه ای دیدن تو . . تو این شبا برای من

تموم دنیا مال تو

گوشه ای از اون قلب مهربون تو برای من

ماه و خورشید و ستاره همه ارمغان تو

یه شهاب از آسمون چشم تو برای من

****************************************************

 

 

من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که نیازم به آفتاب نگاهت بود

به هر سو که می چرخیدی

می چرخیدم و می چرخیدم

و من عاشق ترین بی برواترین تنهاترین

آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

از خود می مردم و

در قلب تو که به فراخنای هستی است

ذره ذره جای می گرفتم و جای می گرفتم

و من عاشق ترین . . بی برواترین . .تنهاترین

آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که یک نگاهت را

به عالمی نفروختم

********************************************************

 (لهجه باران عاشقانه ای از نسرین بهجتی )

سالهاست قلب من
از جنس شیشه شده

اگر دلتنگ من شدی

فقط با لهجه باران
در بزن !

( نسرین بهجتی )</span></span>

 

****************************************

 

آن چنان دل شکسته و پا شکسته

آن چنان شوریده دل

و دیوانه بودم که دلم در این دنیا

فقط هوای ترا کرده بود و بس

ابتدای کوچه برف می بارید

انتهای کوچه از من جوانه رویید

از زمستان تا بهار

فقط یک دیدار فاصله بود

فقط یک دیدار

******************************************************

 

یک دنیا حرف . . یک نفس وقت

رویای گمشده ام را از چهار گوشه لیوانت می نوشم

دیدارها تازه شد . . حر فها زده شد

تو می روی ....

از تو یک غبار

از من رد چهار بوسه پنهانی

به روی لیوانت !

 ********************

 

 

( ماه عاشقانه ای نسرین بهجتی)

 

من و او خیره به ماه

 

او خیره به آسمان

 

من خیره به او !

 

************************************

(خیال تو عاشقانه ای نسرین بهجتی از کتاب سوم  ترا رج به رج بافتم )

از بذر خیالت گندمزار می شوم

فصل درو ...دریغ و درد

سفره تو بی نان

سیلوی من پر از شعر عاشقانه !

********************************************

 

(مزرعه عاشقانه ای از  نسرین بهجتی )

 

نه من

نه مزرعه

نه مترسک مجروح

و نه داسهای بیکار

به هجوم ملخها فکر نکردیم

یاد دستهای عزیزت

برای آتش زدن دل ما

کافی بود

*******************************************

 

 صبح بخیر عزیزم 

چرا من هرصبح خودم را

 در آینه تو سبز می بینم

و تو خودت را در آینه من آبی

بیا برویم باورمان را قدم بزنیم

تا شانه های خیابان خیال کنند

جنگل و دریا بهم رسیده اند !

****************************

 مرا اهلی کن ... سروده نسرین بهجتی

اسبهای چموش هم

می توانند عاشق شوند

نشان به همان نشانی

که سرکش و دیوانه به تو گفتم

عزیزم لطفا مرا اهلی کن !

 

 

******************************************

دلتنگی سروده نسرین بهجتی ازکتاب سوم ترا رج به رج بافتم

سالهاست عطر تنت را

در گنجه آویزان کرده ام

هربار که دلم برای تو تنگ می شود

پیراهنت شسته می شود !

**********************************************

پرستو بی بال  می میرد سروده نسرین بهجتی از کتاب دوم همزاد من

اگر دریا از جزر و مد و موجش گذشت

من هم از تو می گذرم

اگر پرستو از بال پروازش گذشت

من هم از تو می گذرم

تو از من عاشقانه می گریزی

و من بسان سایه ای عاشقانه تر به دنبال تو

دریا بدون امواجش باتلاق می شود

و من بدون تو صخره ای سر در گریبانم

پرستو بی بال می میرد

و من بدون تو سالهاست که مرده ام

**************************

جدید ترین اشعار عاشقانه نسرین بهجتی

 

شب خوش زمستان

خودم را تکه تکه کردم

یک تکه درون واگنی به شرق می رفت

که شاید ترا فراموش کند

یک تکه با تو میان یک شب خوش زمستان

می خندید و می رقصید

و ترا می نوشید و زنده می شد

یک تکه درون اتوبوسی که به غرب می رفت

شاید ترا برای همیشه رها کند

یک تکه از من بی پروا به شهر تو می آمد

گریبان هر کسی را که بوی ترا داشت

می بوسید و دلتنگی اش

تمام می شد و باز می گشت

یک تکه از من به روی اسبی رمیده

شیهه می کشید و چهار نعل تا شمال می تاخت

تا نقشت را به روی شن

رو در روی دریا بکشد نا پایدار

یک تکه از من مجنون وار

چون فرهاد

نقشت را به رخ تمام تاریخ می کشید

یک تکه از من درون هواپیما به جنوب می رفت

در کویر بذر گل رویت را سترون می کاشت

مادر را می بوسید

انکار و ناله ات را سر می داد و باز می گشت

یک تکه از من

ترا در مزرعه عشق می کاشت

و خدا را می بوسید

که زیبایی را در تو خلاصه کرده بود

یک تکه ترا می شکافت

هزار تکه با تمام توان ترا رج می زد

یک تکه ترا تکذیب می کرد

هزار تکه ترا تایید می کرد

یک تکه خنجر صیقل می داد

هزار تکه ترا وحشت زده مرهم می ساخت

خودم را

خودم را خودم  را

تکه تکه تکه تکه کرده بودم شاید ترا  فراموش   کنم

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 16 ارديبهشت 1397 ساعت: 16:00

صفحه بندی