خرید بک لینک

من از سُلاله بلوچم

با بادهای 120 روزه سیستان, رفاقتها دارم

با عطش می دوم

با عطش می پرم

غیر ممکن برای من ممکن است

پس لطفا مرا از طوفان شن نترسان !

نسرین, بهجتی,

********************************************************************

به دنبال سنگ بزرگتری باش


برای بستن بالهای من !


این گنجشک دلشکسته


میل عقاب شدن دارد


میخواهم زنی درهند ...

در امریکا ... افریقا


وقتی می خواهد عصیان کند


شعرهای یک زن بلوچ را بخواند !!

نسرین, بهجتی,

شعرهای من برای بلوچستان, ... نسرین, بهجتی,

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین, بهجتی,

Image result for u202b نسرین,  بهجتی, عکسu202c

دیر دانستم

مهتاب زن بلوچ سرزمین من

تمام جهان را سوزن دوزی می کرد!

گرچه جنگل را ندیده بود

اما مسیر قطار میرجاوه

تا زاهدان را آنچنان سبز گلدوزی می کرد

که از تمام بلوچستان, بوی شالیزار می آمد!


مهتاب وقتی موج را کنار شوره زار

حاشیه دوزی می کرد

ماهی های دریای مکران

زیر دستش سُر می خوردند

مهتاب زن بلوچ ما وقتی

دعای باران را می خواند و

آسمان سترون بلوچستان, را

آینه دوزی میکرد

دستهایش خیس باران می شد!

مهتاب وقتی عشق و انتظار هانی را

خاکستری سوزن دوزی میکرد

شیمرید زیر قولش می زد

و هانی را انتخاب می کرد!

ادامه دستهای مهتاب

هزاران هزار دست هنرمند, خواهرانم

که هر شب آسمان دریای مکران را

چون دل دریایی مهتاب

به رنگ دریا بلوچی دوزی خواهند کرد

( نسرین, بهجتی,)

Image result for u202bمهتاب زن سوزن دوز بلوچu202c

**********************************************************************

زن بلوچ سروده نسرین بهجتی از کتاب آفتابگردان

زن سرزمین آفتاب

زن سرزمین لیلی

زن سرزمین ترانه و خورشید

زن گون ....زن بنه.... زن درختان گز

زن گدان های سیاه بلند

زن پایداری در حمله بی رحم شن

زن بلوچ ... زن مهربانی

زن صبوری کویر لوت و برهوت

زن خارهای بیابان

زن شوریده دلی و عاشقی و شور و شیدایی

زن موسم بادهای شور

زن لبهای شور ... بوسه های شور

زن بلوچ ... مرد گجرش را

در سرزمین تاکها در غبار گم کرد

فقط به جرم مهربانی های بی حد شور شور !

شعرهای من برای بلوچستان, ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

********************************************************************************

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

شعرهای من برای بلوچستان, ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

8888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888


**********************

خدایا این آخرین نامه من برای توست لطفا پاسخش را بنویس


آیا روزگار مادرم در بهشت تو سبز است ؟


آیا دریای بهشت تو از دریای مکران من زیباتر است ؟


آیا میوه های بهشتی تو طعم بنه های سرزمین مرا دارد ؟


آن شرابی که در جویبارهای بهشت تو جاری است


آیا طعم آب شور وطن مرا دارد ؟


خدایا آیا نسیم بهشتی تو


چون بادهای 120 روزه سیستان, صمیمی است ؟


آیا شبها آسمان بهشتت مثل آسمان بلوچستان, پُر از ستاره است ؟


خدایا غیر از این اگر باشد مادرم بهشت تو را دوست ندارد


پاسخ نامه ام را بنویس خدا


بگو


تکه ای از بهشت شبیه بلوچستان من است


تا من بخاطر مادرم آسوده بخوابم !

نسرین بهجتی

شعرهای من برای بلوچستان ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

***********************************************************************

سیل بلوچستان بهمن 95 شعری از نسرین بهجتی

هامون تشنه تر از مزرعه


و من تشنه تر از هامون و مزرعه


از چشمان من امروز فقط حسرت درو کن


چون آفتابگردانی که کاشتیم


و آرزوی داشتنش را درو کردیم


چون همان دعای بارانی که خواندیم


و سیل خانه مان را بُرد


آه بلوچستان مظلوم و مغرور من


اینبار سیلی سرخ به صورتت نزن


تا جهان بداند تو چه رنجی می کشی


وقتی که حتی یک آرزوی ساده تو


وارونه برآورده می شود ؟

نسرین بهجتی

************************************************************************


مادر همهمه سبز درختان گز را می شنوی ؟

آن شهسوار سبزه رو غبار آلود

خشکیده لب عطش زده

با دلهره و اسکناس سبز

سرانجام از گرد بیابان رسید

قلب ترسیده ام را

زیر گلهای پژمرده چادرت پنهان کن

مادر وقتی باد بلوچستان

چون آه دست جمعی مُردگان

با جاروی ستم

ته مانده جوانی ات را جاروب کرد و بُرد

وقتی که کویر تن و جان دخترکت

زیرسُم روزگار لگد کوب شد

از آن سوار خسته بپرس

آن روز تلخ خشکسالی کنار کپر دلمرده ما

وقتی به وزن دستهای نورسته من

النگو و سکه طلا در دستهای پدر می ریخت

همسنگ نگاه پریشان تو

همسنگ قلب ساده نابالغ من

چه چیز داده بود ؟ !

( نسرین بهجتی )

شعرهای من برای بلوچستان ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

****************************************************************************

عشق بلوچ داستان دگر بود و خشم بلوچ داستان دگر ... شعری از نسرین بهجتی ... ترجمه شده به سه زبان


عشق بلوچ داستان دگر بود

من از دیم زاران خشک و تشنه

از سرزمین داسهای بیکار

از دستهای گره خورده نحیف

بر گرد زانوان نا امید

خیره به آسمان سترون بلوچستان

من از کویر لوت و برهوت پایکوبان

به مهمانی جنگل کاغذی تو آمده بودم !

بزرگان قبیله ام به وزن شب گیسوانم

به وزن معصومیت و صبوری گله آهوان چشمانم

مهریه ام را کاروان شتری از سکه های طلا بریدند

سکه های طلا را خط زدم

هم وزن نامه های عاشقانه ات وفا نوشتم

پشت به قبیله جدا افتادم از گله گنجشکان

پر پر زدم تا باورم شد سراب و آب

هر دو از جنس بیابانند !؟

ای گجر ... ای صد پشت غریبه

وقتی سهم من ازبهار شکوفه گریستن است

هدیه ام را به من باز گردان

همان قلبی را

که روزگاری به کوری تنگ چشمان

چونان مهره ای نظر قربانی

هر روز بر گردنت می آویختم

قلبم را به من باز گردان

تا بدانی عشق بلوچ داستان دگر بود

و خشم بلوچ داستان دگر

( گجر = به زبان بلوچی مرد بیگانه )-

شعرهای من برای بلوچستان ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

***********************************************************************************

بادهای 120 روزه سیستان,

به تو که می رسند نسیم می شوند

ای صمیمی ... ا

ای ملایم

وقتی که خدا تو را می آفرید

آیا به آرامش من فکر کرده بود ؟!

نسرین بهجتی

شعرهای من برای بلوچستان ... نسرین بهجتی

کسی که مکُران را دیده باشد

هیچ دریایی

به چشمش نخواهد آمد

کسی که چابهار را دیده باشد

هیچ بهاری

در دامنش شکوفه نخواهد ریخت

وقتی تما م جهان

به چابهار ختم می شود

لنگر بینداز ای دل دیوانه

و سفر را تمام کن

اینجا آخرین نقطه آرامش

در سر نوشت توست !

نسرین بهجتی

Image result for u202bنسرین بهجتی عکسu202c

از زلزله نمی ترسم

چون

مدرسه ام سقف ندارد

نسرین بهجتی

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 17:32

صفحه بندی