خرید بک لینک

94/07/30 14:45

. شخصی تعریف میکرد: یه همکار داشتم سرِ برج که حقوق...

امیر علی ونیلو
. شخصی تعریف میکرد:
یه همکار داشتم سرِ برج که
حقوق میگرفت تا 15 روز
از ماه سیگار برگ میکشید،
بهترین غذای بیرون رو
میخورد و نیمی از ماه رو
غذا ی ساده از خونه
می آورد،
موقعی که خواستم انتقالی
بگیرم کنارش نشستم گفتم
تا کی به این وضع ادامه
میدی؟
باتعجب گفت:کدوم وضع؟
گفتم:زندگی نیمی اشرافی،
نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت:
تا حالا سیگار برگ کشیدی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا تاکسی دربست
رفتی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا به یک کنسرت
عالی رفته ای؟
گفتم نه!
گفت:تاحالا غذای فرانسوی
خوردی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا تمام پولت رو
برای کسی که دوستش داری
هدیه خریدی تا خوشحالش
کنی؟
گفتم نه!
گفت:اصلا عاشق بوده ای؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا یک هفته از شهر
بیرون رفته ای؟
گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟
با درماندگی گفتم:
آره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد!
نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم،
برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه ی
کیک خامه ای که در دست
داشت رو تعارفم کرد و یه
جمله بهم گفت که مسیر
زندگی ام رو عوض کرد،
اوپرسید:
میدونی تا کی زنده ای؟
گفتم نه!
گفت:
پس سعی کن دستِ کم نیمی
از ماه رو زندگی کنی....!!
94/07/30 14:45

. شخصی تعریف میکرد: یه همکار داشتم سرِ برج که حقوق...

امیر علی ونیلو
. شخصی تعریف میکرد:
یه همکار داشتم سرِ برج که
حقوق میگرفت تا 15 روز
از ماه سیگار برگ میکشید،
بهترین غذای بیرون رو
میخورد و نیمی از ماه رو
غذا ی ساده از خونه
می آورد،
موقعی که خواستم انتقالی
بگیرم کنارش نشستم گفتم
تا کی به این وضع ادامه
میدی؟
باتعجب گفت:کدوم وضع؟
گفتم:زندگی نیمی اشرافی،
نیمی گدایی...!!
به چشمام خیره شد وگفت:
تا حالا سیگار برگ کشیدی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا تاکسی دربست
رفتی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا به یک کنسرت
عالی رفته ای؟
گفتم نه!
گفت:تاحالا غذای فرانسوی
خوردی؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا تمام پولت رو
برای کسی که دوستش داری
هدیه خریدی تا خوشحالش
کنی؟
گفتم نه!
گفت:اصلا عاشق بوده ای؟
گفتم نه!
گفت:تا حالا یک هفته از شهر
بیرون رفته ای؟
گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده ای؟
با درماندگی گفتم:
آره...نه...نمی دونم...!!
همین طور نگاهم میکرد!
نگاهی تحقیر آمیز...!!
اما حالا که نگاهش میکردم،
برایم جذاب بود...
موقع خداحافظی تکه ی
کیک خامه ای که در دست
داشت رو تعارفم کرد و یه
جمله بهم گفت که مسیر
زندگی ام رو عوض کرد،
اوپرسید:
میدونی تا کی زنده ای؟
گفتم نه!
گفت:
پس سعی کن دستِ کم نیمی
از ماه رو زندگی کنی....!!

" چارلز, لمبرت,"

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 17:32

صفحه بندی