با تشکر از صفحه پُر مخاطب به من بگو ... مادر ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی خرداد 96 - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 9:27
آهسته چند ضربه به در حمام زدم و گفتم مادر جان چیزی لازم ندارید مادر از زادگاه دیدن فرزندانش آمده بود اینبار مهمان خانه من بود دلم آشوب بود درحمام را باز کردم مادرم را دیدم که گیسوان درهم تنیده سپیدش را شانه می کشد نرم کننده را روی سرش خالی کردم ...موهایش به نرمی شانه شد مادرم گفت خدا خیرت بدهد این
lمادر سخر خیز شعری از نسرین بهجتی خرداد 96 - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 9:27
خورشید رو می گرفتوقتی که قُمری سحر خیز هر صبح با بوی نان تازهدر درگاه خانه آفتابی می شدمادرم که دهانش باغچه ای از نعنا و ریحان بودمادرم که لهجه درختی اش را تمام پرنده ها دوست داشتند مادرم که تا صبح آسمان را ستاره دوزی می کردمادرم که یاکریم ها را از خواب بیدار می کردهر صبح با شماتتی دلپذیر به من می گ...
معنای عشق راستین دلنوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:31
بعضی ها نمی گویند برو اما کاری می کنند که جانت را برداری و فرار کنی حتی اگر جسمت در کنار تلویزیون در حال روزنامه خواندن باشد ویا در کنار ظرفشویی در حال ظرف شستن ! بعضی ها نمی گویند بمان اما خوبی هایشان آنقدر پر رنگ است آنقدر وعده هایشان شبیه اعمالشان هست آنقدر وجودشان سرشار صداقت و صمیمیت و درستی اس...
مادر برای این است که در را به روی دخترک کوچکش باز کند ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی آبان 95 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:31
دیروز دخترم به من می گفت مادر برای این است که در را به روی دخترکش باز کند امروز مغز بادامم به من گفت مادر بزرگ برای این است که در را به روی نوه اش باز کند و من در تمام این لحظات احساس خوشبختی کردم چون خداوند به من سعادت مادر شدن و مادربزرگ بودن را بخشیده بود یک زن می تواند هم مادر باشد و هم یک مادر ...
مادر بزرگ و نصیحتهایش ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی آبان 95 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:30
نصیحتهایش مثل هندوانه سر بسته به شرط چاقو بود یک روز به او گفتم دلم شکسته مادر بزرگ اخم دلپذیرهمیشگی اش را به من تحویل داد و گفت دختر جان بازی اشکنگ دارد سر شکستنگ دارد گفتم نه نه مادر بزرگ دلم شکسته از سرم نمی گویم ... آرام نگاهم کرد و گفت بلند شو و دوباره زندگی را بازی کن اجازه نده کسی که دلت را ش...
تبار تبر ... شعری از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:30
آنقدر وانمود می کردی که ما به هم می آییم که حتی غریبه ها هم مرا با نام تو خطاب می کردند آنقدر وانمود می کردم که ما به هم می آییم که هیچکس باور نمی کرد تو از تبار تبری من از تبار جوانه های درختان سرنگون شده در جنگل ! ( نسرین بهجتی )
با عشق تقدیم به زنان وفادار مکران ... شعری از نسرین بهجتی آبان 95 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 16:30
با عشق تقدیم به زنان وفادار مکران ... سرزمین من جاشوها در قایق بدمست بر دریای ناآرام این ترانه را می خواندند کسی از ما به ساحل باز خواهد گشت که یقین دارد بادبان و فانوس دریایی و قطب نما و پری دریایی اش با تکو حریر با پندول پُر از عشق نوید آمدنش را کل می زند دربندر ! نسرین بهجتی تکو .... به معنای شال...
هر زخم ما یک ورق از تاریخ زندگی ماست ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی مهر 94 - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 10:39
هر زخم ما یک ورق از تاریخ زندگی ماست یادمان باشد کتاب تاریخ زندگی مان را برای کسی بخوانیم که وسعت جغرافیای روح ما را بداند در غیر اینصورت همان بُرج متروکه بمانیم بهتر است ! نسرین بهجتی
تو میتوانی چون نام تو زن است ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 10:39
از همانجایی شروع کن که آوارت کردند مثل درختی که از جای زخم تبر از او حوانه می روید از همان نقطه شروع کن ... از حفره نداشته هایت شروع کن پُرش کن از توانایی هایت ... تا مرز شگفتی تو می توانی باید بتوانی چون نام تو زن است . نسرین بهجتی
از آدمی که برای داشتنت نمی حنگد بگریز ... نوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:55
از آدمی که برای داشتنت نمی جنگد از آدمی که راحت از تو می گذرد راحت آرزوی خوشبختی تو را با شخص دیگر می کند بترس و بلرزو بگریز چرا که او از ابتدا برای نماندن در زندگی تو آمده است و روزی جایی ترا را با یک کلمه بر زمین می اندازند همانجایی که بجای تو ... شما خطابت می کند همانجایی که با تمام وجودت به او م...
دلنوشته های جدید نسرین بهحتی مهر 95 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:55
قدرت بدون محبوبیت نامش وحشت است برای قدرتمند بودن فقط باید محبوب بود نسرین بهجتی برای خاص بودن لازم نیست تلاش زیادی بکنی همین که خودت باشی همین که ارزشهایت را حفظ کنی کافیست نسرین بهجتی
شروع دوباره زندگی ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:54
آدم ها بعد از رفتن بعضی از آدم ها از زندگی شان نه می میرند و نه تمام می شوند بلکه تازه زنده می شوند و تازه شروع می شوند آنجاست که متوجه می شوند چرا خدا بعضی از آرزوهای آدم ها را برآورده نمی کند ! - نسرین بهجتی
پراشتراک ترین دلنوشته پاییزی نسرین بهجتی مهر 94 - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 2:54
کسی که با هر اشتباه تو یک شانس دوباره به تو می دهد همان کسی است که هرگز با تو قهر نمی کند اما اگر برود می رود که برود ! - نسرین بهجتی
ه مناسبت گراميداشت روزجهاني سالمندان ... نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 9:49
ه مناسبت گراميداشت روزجهاني سالمندان وقتی یکی از والدینتان را در خانه سالمندان می گذارید یادتان باشد حتما به آنها سر بزنید و لیست کم و کسری هایشان را یادداشت کنید و در اختیار فرزندانتان بگذارید چون روزی حتما به کارتان می آید ! نسرین بهجتی
شادی موفقیت .... نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:52
شادی موفقیتهایی که خودت با چنگ و دندان و با دست خالی به دست آورده ای همان شادی است که هیچکس نمی تواند از تو پس بگیرد . نسرین بهجتی
کسی که باور ترا خراب کرده است ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی مهر 1394 - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:52
کسی که باور تو را تباه کرده است همان کسی است که هرگز نباید آرزوی خار شدنش را بکنی فقط آرزو کن آنقدر سرو شوی که او حتی نتواند سایه ات را در آغوشش بگیرد ! نسرین بهجتی
دوست داشتن ... نوشته ای از نسرین بهجتی مهر 1394 - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:52
کسی که وقتی با او درد دل میکنی انگار با خودت حرف می زنی کسی که وقتی به او نگاه میکنی انگار خودت را در آینه می بینی کسی که فکر کردن به او به تو طاقت تحمل خاطرات بد دیروز را می دهد کسی که فکر کردن به او به تو شادی و آرامش می بخشد همان کسی است که باید به دوست داشتنت به او ادامه بدهی حتی اگر کوه به کوه ...
پاییز و میانسالی ... شعری از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:52
غبار آینه را می زداییم سر بر شانه های پائیز می گذاریم چه ماجرای لطیفی است میانسالی بی ویرایش و بی دلهره ما در آینه وقتی که هر دو تا همیشه آینه دار یکدیگریم ( نسرین بهجتی )
تولد ... شعری از نسرین بهجتی شهریور 94 - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 23:52
شیرازی در من منفجر می شود وقتی به تولد تو فکر می کنم ای صد باغ گل بهار نارنج ای سراپا خوبی آیا وقتی خدا تورا می آفرید به آرامش من فکر کرده بود ؟ ! نسرین بهجتی
برای آرزوهایت بجنگ دلنوشته ای از نسرین بهجتی - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 8:37
برای آرزوهایت بجنگ تسلیم شدن قبل از نجنگیدن یعنی مرگ خاموش جایی شاید کنار ظرفشویی یا کنار یک پنجره خیره به جاده نسرین بهجتی

برچسب‌های مرتبط

دلنوشته های جدید | دلنوشته های جدید 95 | دلنوشته های جدید عاشقانه | دلنوشته های جدید و زیبا | دلنوشته های جدید علی ضیا | دلنوشته های جدید غمگین | دلنوشته های جدیدشهرزاد | دلنوشته های جدید میلاد تهرانی | دلنوشته های جدید و قشنگ | دلنوشته های جدید 94